تبلیغات
•.❤ ღ♥ســـکـــوتـــــ ღ♥•.❤ - بازی ناز

•.❤ ღ♥ســـکـــوتـــــ ღ♥•.❤

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ



بازی ناز



امروز رفتم فنی حرفه ای ساعت اول استاد نیومد 
ماهم رفتیم توپ والیبالو گرفتیم بریم  واسه بازی
داشتیم بازی می کردیم که دو تا دختر بودن رد شدن یکی یکم عقب تر بود اومد نزدیکم گفت خیلی ناز بازی می کنی 
بعدش رفتن.
منم حسابی اعصابم ریخت بهم.گفتم برگردی بازی نازو بهت نشون میدم 
اون ساعت که هیچی نیومدن ساعت بعد شد بازم نیومدن.
وقت ناهار بود که منو یکی از بچه ها داشتیم دو نفره بازی میکردیم 
که باز این دوتا پیداشون شد.
می خواستن برن تو کارگاهشون.
اروم اومدن رد شدن به دوستم گفتم بنداز ننداخت فهمید میخوام چیکار کنم.
گفتم بنداز دیگه تخم سگ
اینم انداخت .....
توپو هوا کردم با تمام قدرت زدمش.
توپ مثه موشک صاف رفت خورد پس گله دختره که روسریش اومد تو دهنش.
منو میگی صورتم اینطرف کردم و دارم از خنده میمیرم.
اخ اخ که چه صدایه باحالی داد این توپه شــــــــپلخ.
اروم زیر چشی نگاه کردم دیدم دارن منو نگا میکنن
منم خودمو جم و جور کردم اروم داشتم از کنارشون رد شدم 
که پرسید : ببخشید شما ندیدی توپو کی رد 
منم تودلم گفتم اخه اسکل غیر از من اخه مگه بابات اینجاس که توپو بزنه.
گفتم نمی دونم ولی فکر کنم همون پسری بود که بازیش خیلی ناز بود.
بعدش مثه قهرمانا به راهم ادامه دادم.
عاشق این ضایع کردنه شدم وای که چقدر خندیدم هنوز دارم می خندم


[ چهارشنبه 5 تیر 1392 ] [ ساعت 15 و 44 دقیقه و 02 ثانیه ] [ Mehrdad Arian ] [ نظرات() ]